۱۰ نشانه اینکه خانمی از شما خوشش نمی‌آید

آقایان عزیز دیگر جای هیچ بهانه نیست! باید بتوانید خیلی زود تشخیص دهید که احساس خانمی درموردتان چگونه است و باید بتوانید همه علائم و نشانه‌های اینکه از شما خوشش می‌آید یا خوشش نمی‌آید را شناسایی کنید. در زیر به ۱۰ نشانه‌ای که مشخص می‌کند خانمی از شما خوشش نمی‌آید اشاره می‌کنیم.
 
 

۱٫قطع مکالمه از طریق دوستان
اگر هر زمان که سعی می‌کنید با او حرف بزنید دوستانش دور و اطرافتان پیدا می‌شوند و او را به سمت دیگری می‌کشانند به این واقعیتی اشاره دارد که شاید نخواهد بپذیرید. واقعیتی که همه این کارها نشانه این است که از شما خوشش نمی‌آید و دوستانش به این کار گمارده شده‌اند که او را از دست شما نجات دهند. او از شما خوشش نمی‌آید، بگذارید به راه خودش برود و دست از سرش بردارید!

۲٫بازجویی دوستان
اگر وقتی می‌خواهید سعی ‌کنید به دختری نزدیک شوید، همه دوستانش حالت دفاعی به خود می‌‌گیرند که قبل از نزدیک شدن به او باید با تک‌تک آنها حرف بزنید، این احتمال وجود دارد که آنها می‌خواهند به او فرصت دهند که سریع فراری شود. بعد از اینکه از بازجویی‌ها بیرون آمدید، شاید فقط اثر و نشانه‌ای از اینکه او زمانی آنجا بوده است پیدا کنید.

۳٫دکمه رد تماس
وقتی به او زنگ می‌زنید، آیا تلفنش بعد از ۶-۴ زنگ روی منشی تلفنی می‌رود؟ ماجرا این است: دو زنگ برای تلفن شما طول می‌کشد که به تلفن او وصل شود و ۲-۱ ثانیه برای او تا واکنش دهد. بنابراین این احتمال وجود دارد که او دکمه رد تماس را می‌زند. می‌توانید برای او پیام بگذارید اما بهترین کار این است که با این واقعیت کنار بایید که او از شما خوشش نمی‌آید.

۴٫وقتی برنامه را کنسل کرده و دوباره برنامه‌ریزی می‌کند.
خانم ها سلسله‌مراتبی از آدم‌ها، برنامه‌ها و فعالیت‌ها دارند. اگر هر هفته کار مشخصی مثل تماشای سریالی خاص دارد و تصمیم می‌گیرد که برای دیدن شما از آن بگذرد یا از شما دعوت می‌کند که با هم آن را تماشا کنید، احتمالاً از شما خوشش می‌آید. اما اگر مدام برنامه‌اش با شما را کنسل کرد و برنامه دوباره گذاشت، احتمالش هست که دوست ندارد شما را ببیند. زمانش رسیده که با واقعیت روبه‌رو شوید.

۵٫"فراموش کردن"
منظور آن مواردی است که با شما برنامه می‌ریزد و وانمود می‌کند که فراموش کرده است. وقتی به مغز زن‌ها فکر کنید، یک مغز فیلی جلوی چشمتان بیاید. اینقدر ساده نباشید که تصور کنید که زنی ممکن است فراموش کند تماس بگیرد یا قرارش با شما از یادش رفته است. آنها هیچوقت فراموش نمی‌کنند، مطمئناً کار بهتری برای انجام دادن داشته‌اند و آن کار شما نبوده‌اید.

۶٫رقص یک قدمی!
همه خانم‌ها یک فضای شخصی دارند. افراد خاصی را وارد آن می‌کنند و بقیه را بیرون نگه می‌دارند. اگر وقتی یک قدم به سمت او برمی‌دارید، او یک قدم خود را عقب بکشد، همان رقص یک‌قدمی را می‌کند که معنیش این است که از شما خوشش نمی‌آید. کاری که در این شرایط باید بکنید این است که مسیرتان را عوض کنید چون برای شما وقت نخواهد گذاشت.

۷٫پیشنهاد دوستی در حال انتظار
اگر بطور مداوم در فیس‌بوک به او درخواست دوستی داده‌اید و او به شما جوابی نداده است، مشکل از فیس‌بوک نیست! او همیشه آنلاین است. درواقع، مطمئناً زمانی که شما این پیشنهاد دوستی را برای او فرستاده‌اید آنلاین بوده و پیش خود گفته است، "امکان ندارد این آدم را در دوستان خودم بپذیرم!"

8.آقای ایده آلی که شما نیستید
اگر تصویری که از مرد ایدآلش برای شما ترسیم می‌کند کاملاً متضاد و مخالف شماست، این یک پرچم قرمز است. مثلاً اگر شما مردی کوتاه قد با موهای بور هستید و او می‌گوید که مرد رویاهایش مردی قدبلند، مومشکی و عضلانی است، باید حساب کار خودتان را بکنید.

۹٫شوخ‌طبعی شما
اینکه زنی به جوک‌های شما بخندد هیچ ارتباطی به این ندارد که شما آدم بامزه‌ای هستید یا نه. اگر از شما خوشش بیاید، می‌خندد و این یعنی از مصاحبت با شما لذت می‌برد. اگر همیشه یک نگاه خاصی روی صورتش است، نگاهی که انگار مشغول تمرکز کردن روی درس هایش است، آنوقت باید بیشتر به رابطه‌تان فکر کنید.

-۱۰٫مرد "فوق‌العاده" دیگر!
اگر مدام درمورد مردی صحبت می‌کند، طوریکه انگار یک سوپرمن است، بامزه‌تر از شماست، باهوش‌تر از شماست، نگاه زیباتری دارد، می‌تواند پرواز کند و هر چیز دیگری، ممکن است از شما بدش نیاید اما احتمالاً شما را فقط به چشم یک دوست عادی می‌بیند. می‌خواهد به شما بفهماند که شما مثل برادر او هستید.


 

محبوب ترین پیام رسان دنیا Yahoo! Messenger v11.0.0.2014 Final

منبع : www.AsanDownload.com


 

شکی نیست که اگر امروز از اکثر کاربران حتی مبتدی اینترنت هم پرسیده شود که محبوب ترین و در عین حال قدرتمندترین نرم افزار مسنجر در دنیا کدام است همه نام Yahoo Messenger را ذکر خواهند کرد. این پل ارتباطی قدرتمند سال هاست که از سوی کمپانی یاهو عرضه می شود و هرروز هم به هواداران و کاربران آن افزوده شده تا جایی که امروز شاید کمتر نرم افزاری را بتوان یافت که در زمینه ارتباط اینترنتی به این درجه از محبوبیت دست یافته باشد. البته این درجه از محبوبیت از زمانی به وجود آمده که قابلیت های این ابزار هم افزایش یافته تا جایی که امروز می توان 10 ها قابلیت متعدد را در همین نرم افزار به ظاهر ساده مشاهده نمود. قابلیت های کوچک و بزرگی که به ارتباط آسان تر با دوستان کمک می کند. Yahoo Messenger  امکانات فراوانی دارد ؛ محیط جذاب برای کاربران یکی از دلایلی است که این پیام رسان این قدر محبوب است. اتاق های چت این مسنجر که دیگر جای صحبتی را باقی نمی گذارد چون کشورهای مختلف برای خود اتاقی جدا دارند.شکلک های بسیار زیبا می توانند جواب مناسبی برای طرف مقابل باشند. کاربران می توانند در این پیام رسان اقدام به ارتباطی دو طرفه از چند طریق داشته باشند. ارتباط از طریق تلفن، تایپ متن که رایج ترین نوع ارتباط است. ارسال فایل، به اشتراک گذاری تصاویر، اشتراک گذاری ویدئو ها ، آواتار های زیبا ، به اشتراک گذاری وب کم و همچنین تماشای وب کم دیگران، دسترسی سریع تر به پست الکترونیکی و ... از مهم ترین قابلیت های این مسنجر بسیار محبوب و معروف به شمار می رود. این ها مواردی هستند که در نسخه های مختلف یاهو با تغییرات کوچک و بزرگ وجود داشته اند. نسخه ی جدیدی که امروز و به تازگی معرفی شده و ما هم به عنوان اولین سایت های دانلود آن را قرار داده ایم نسخه نهایی Yahoo Messenger محسوب می شود. امکان انتخاب زبان های مختلف مهم ترین قابلیتی است که در نسخه ی جدید گنجانده شده است ، تغییرات ظاهری نسبتا محدود که هرچند زیاد به چشم نمی آید اما طی گذشت زمان قابلیت های خود را بهتر نشان خواهند داد. دسترسی سریع تر به Yahoo Profile که جایگزین Yahoo 360 به شمار می رود در کنار سازگاری کامل تر با مسنجرهای دیگر نظیر  MSN Messenger و Google Talk یکی دیگر از قابلیت های این ابزار محبوب محسوب می شود. کیفیت بالا در ارتباط تصویری و امکان مشاهده به روزرسانی های جدید Addlist ها دو قابلیتی است که در نسخه 10 بسیار به چشم می آید. نکته پایانی هم هرچند این نرم افزار کاملا رایگان عرضه می شود اما برای ایرانیان داخل کشور دریافت مستقیم از سرورهای یاهو به صورت معمول تقریبا غیر ممکن است اما ما این نسخه را در اختیار شما کاربران عزیز قرار می دهیم تا به سادگی به دریافت آن اقدام کنید.


 

قابلیت های کلیدی نرم افزار Yahoo! Messenger v11.0.0.2014 Final:
- امکان نمایش به روزرسانی های Addlist ها
- کیفیت بالا در نمایش و ارتباط ویدئویی
- وجود تغییرات در واسط کاربری نرم افزار در نسخه 10
- اشتراک گداری ویدیو در داخل پنجره چت از سایتهای محبوب به اشتراک گذاری ویدیو
- نحوه جدید قرار گرفتن Statue ها و امکان استفاده از شکلک ها در قسمت Status
- اسكن خودكار فايلهاي انتقالي با آنتي ويروس قدرتمند نورتون
-  نمایش عکس‌های Flicker را به صورت یک اسلاید شو
- رایج بودن این پیام رسان در دنیای مجازی اینترنت
- پلاگین ها جدید نطیر نمایش دمای هوای منطقه انتخابی ، رادیو و ...
- شکلک های زیبا
- به اشتراک گذاری تصاویر
- به اشتراک گذاری ویدئو ها
- ارسال فایل از طریق مسنجر
- ارتباط از طریق چت صوتی
- ارسال پیام کوتاه به تلفن همراه
- دسترسی آسان تر به پست الکترونیکی
- ایجاد کنفرانس و چت هم زمان میان چندین نفر
- سازگاری با MSN Messenger و Google Talk
- پوسته های جدید
- ارسال SMS ‌به تلفن‌های موبایل دوستان
- ارسال و انتقال فايل تا 2 گيگا بايت
- دسترسی آسان تر به Yahoo Profile
- دیدن وب کم و به اشتراک گذاری وب خود
- قابلیت ذخیره اطلاعات و چت های انجام شده
- نمایش زیباتر Statue ها
- زیباتر شدن گرافیک نرم افزار و Add List ها
- تماس از طریق مسنجر و تلفن
- قابلیت جداسازی Add List ها به صورت دلخواه
- امنیت بالا در ارتباط و ارسال و دریافت فایل ها
- محیط کاربری بسیار جذاب
- سرعت بالا در برقراری ارتباط
- سازگاری با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب 7
- و ...





 قيمت: رايگان
 دانلود رايگان نرم افزار با لينک مستقيم -  17.4 مگابايت  | لينک كمكي
 پسورد فايل زيپ : www.asandownload.com

امید کسی را نا امید نکن


ابوریحان بیرونی در خانه یکی از بزرگان نیشابور میهمان بود از هشتی ورودی خانه،
صدای او را می شنید که در حال نصیحت و اندرز است .



مردی به دوست ابوریحان می گفت هر روز نقشی بر دکان خود افزون کنم و گلدانی خوشبوتر از پیش در پیشگاهش بگذارم بلکه عشقم از آن بگذرد و به زندگیم باز آید.

و دوست ابوریحان او را نصیحت کرده که عمر کوتاست و عقل تعلل را درست نمی داند، آن زن اگر تو را می خواست حتما پس از سالها باز می گشت، پس یقین دان دل در گروی مردی دیگر دارد و تو باید به فکر آینده خویش باشی.


سه روز بعد ابوریحان داشت از دوستش خداحافظی می کرد که خبر آوردند همان کسی که نصیحتش نمودید بر بستر مرگ فتاده و سه روز است هیچ نخورده .

میزبان ابوریحان قصد لباس کرد برای دیدار آن مرد ، ابوریحان دستش را گرفت و گفت نفسی که سردی را بر گرمای امید می دمد مرگ را به بالینش فرستاده.

میزبان سر خم نمود.

ابوریحان بدیدار آن مرد رفته و چنان گرمای امیدی به او بخشید که آن مرد دوباره آب نوشید.

می گویند : چند روز دیگر هم ابوریحان در نیشابور بماند و روزی که آن شهر را ترک می کرد آن مرد با همسر بازگشته خویش ، او را اشک ریزان بدرقه می کردند...

هیچگاه امید کسی را نا امید نکن، شاید امید تنها دارایی او باشد.
ارسالي توسط: دوست خوب،آقاي حسین کریمی

بهلول

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.
خلیفه گفت: مرا پندی بده!


بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنه‌گی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟
گفت : ... صد دینار طلا.

پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟
گفت: نصف پادشاهی‌ام را.

بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟
گفت: نیم دیگر سلطنتم را.

بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی
ارسالي توسط: دوست خوب،آقاي حسین کریمی

عشق

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد.



 در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید
.

عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند.

سپس به او گفتند: "باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشد.پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟



پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت:

اما من که می دانم او چه کسی است..!




عشق روزی رهگذر می آید ومن نیستم
صبح روزی ، پشت در می آید و من نیستم
قصه دنیا به سر می آید و من نیستم

یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می کند
کاری از من بلکه بر می آید ومن نیستم

خواب و بیداری خدایا بازهم سر می رسد
نامه هایم از سفر می آید و من نیستم

هرچه می رفتم به نبش کوچه او دیگر نبود
روزی آخر یک نفر می آید و من نیستم

در خیابان در اتاقم روی کاغذ پشت میز
شعر تازه آنقدر می آید و من نیستم

بعد ها اطراف جای شب نشینی های من
بوی عشق تازه تر می آید ومن نیستم

بعد ها وقتی که تنها خاطراتم مانده است
عشق روزی رهگذر می آید ومن نیستم

ارسالي
توسط: دوست خوب،آقاي حسین کریمی

عيد غدير مبارك

اس ام اس عید غدیر

اوصاف علی به هر زبان باید گفت / این ذکر به پیدا و نهان باید گفت

در جشن ولی عهدی مسعود علی / تبریک به صاحب الزمان باید گفت

عید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

اس ام اس تبریک عید غدیر

از ولایت عهدی حیدر، خدا تاج شرف

بار دیگر بر سر زهرای اطهر می زند

در حریم ناز و عصمت زین همایون افتخار

فاطمه لبخند بر سیمای شوهر می زند

عید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

متن تبریک عید غدیر

( من کنت مولا فهذا علی مولا )

حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه ی تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان

با عرشیان و فرشیان است ، محضر شما و همه ی شیعیان

تبریک و تهنیت عرض می نمایم

.

.

.

دوبیتی عید غدیر

گفت پیـغمبر به یــارای سخــن / پیک رب العالمین آمد به من

گفت حیدر را خدا این تحـفه داد / بر همه خلق جهان فضلش نهاد

گشت داخــل از یقین زوج بتول / در ولایــت با خداونــد و رسول

عید غدیر خم بر شما مبارک

.

.

.

پیامک تبریک عید غدیر

ای ز شطرنج حقیقت گـــشتــه مات / کیش خود را کــن رها بنــگر حیــات

از عـــلی و آل او جـــو درد عــشــق / جفت شش آورده حق، در فرد عـشق

آب و رنگ باغ، آب و گل، علی است / صورت آییــنه کــامل عـلی اســـت . . .

.

.

.

متون آماده عید غدیر

رسیده هجده ذی حجه و قلب نبی شاد است

غدیر آمد، امیرالمؤمنین اینک به بالای سریر آمد

بود دست نبی در دست او و تاج رحمتش بر سر

بتهای ظلم و جور امروز از اوجش به زیر آمد . . .

عید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

sms عید غدیر

ای دل دوباره گل کن امشب علی ، امیر است

بر آستان جانان آیینه ی غدیر است

آیینه ی محمد، مردی زجنس قرآن

شیرخدا ولی شد آن کوه عشق و ایمان . . .

.

.

.

اشعار عید غدیر

عید است و غدیرش، علی والا است، علی / دل تشنه عدل است و او دریاست، علی

جشن است و مبارک، علی گشته است، ولی / دنیا همه را شادی که مولا است، علی

عید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

من یک مسلمانم ولى را مى‏شناسم

مولا على مولا على را مى‏شناسم

مهر على را تا ابد در سینه دارم

در سینه از مهر على گنجینه دارم . . .

عید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

آحاد ملک چو سجده بر آدم کرد / بر نام علی و شوکت خاتم کرد

در روز غدیر خم نه تنها آدم / بر قامت مرتضی فلک سر خم کرد . . .

عید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

گرفت پرچم اسلام را على در دست

از این گزیده، زمین و زمان به خود بالید

به یمن فیض ولایت، شراب خمّ الست

به عشق آل على از غدیر خم جوشید . . .

عید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

مهر تابان ولایت شد نمایان در غدیر / باز بخشید این بشارت، خلق را جان در غدیر

از طواف کعبه امروز آن که برگردد، یقین / حج او مقرون بود با عهد و پیمان در غدیر . . .

عید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

در فصل خطر امیر را گم نکنید

آن وسعت بی نظیر را گم نکنید

تنها ره جنت از علی میگذرد

ای همسفران غدیر را گم نکنید . . .

عید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

در خانه دل نوشته با خط جلی / کین خانه بنا شد به تولای علی

در داخل این خانه چو نیکو نگری / هم مهر محمد است و هم مهر علی . . .

عید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

گفت پیغمبرص که بعد از من على / رهبر خلق و امام است و ولى

پس بخوانید اى قدح نوشان خم / آیه الیوم اکملت لکم . . .

.

.

.

تو آن عاشق ترین مردی که در تاریخ می گویند

تو آن انسان نایابی که با فانوس می جویند

تمام باغ ها در فصل لب های تو می خندند

تمام ابرها در شط چشمان تو می مویند . . .

داستان های ملانصرالدین

روزی ملانصرالدین دزدی را در خانه دستگیر می کند.
داستان های ملانصرالدین
با طناب او را می بندد و به سراغ دروغه می رود.داروغه می پرسد:پاهایش را هم محکم بستی که فرار نکند؟
ملانصرالدین جواب می دهد:من او را می شناسم هم ولایتی خودمان است عقلش به این چیزها قد نمی دهد !
برگرفته از کتاب " ماجراهای خنده آور ملانصرالدین،انتشارات گلپا،چاپ 1382

فقط 5 دقيقه

در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه میکردند.
زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا می­رود پسر من است .
http://images.persianblog.ir/2108_kRZdF9cS.jpg
مرد در جواب گفت : چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری که تاب بازی می­کرد اشاره کرد .
مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد :سامی وقت رفتن است .
سامی که دلش نمی­آمد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقیقه . باشه ؟
مرد سرش را تکان داد و قبول کرد . مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند . دقایقی گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : سامی دیر میشود برویم . ولی سامی باز خواهش کرد 5 دقیقه این دفعه قول میدهم .
مرد لبخند زد و باز قبول کرد . زن رو به مرد کرد و گفت : شما آدم خونسردی هستید ولی فکر نمی­کنید پسرتان با این کارها لوس بشود ؟
مرد جواب داد دو سال پیش یک راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه­ سواری زیر گرفت و کشت .
من هیچ­گاه برای تام وقت کافی نگذاشته بودم . و همیشه به خاطر این موضوع غصه می­خورم . ولی حالا تصمیم گرفتم این اشتباه را در مورد سامی تکرار نکنم . سامی فکر می­کند که 5 دقیقه بیش­تر برای بازی کردن وقت دارد ولی حقیقت آن است که من 5 دقیقه بیشتر وقت می­دهم تا بازی کردن و شادی او را ببینم .
5 دقیقه­ای که دیگر هرگز نمی­توانم بودن در کنار تام ِ از دست رفته­ ام را تجربه کنم.

منجم دروغین

پادشاهی بسیار چاق بود و از زیادی پیه و گوشت رنج میبرد.حکما را جمع کرد تا درباره این بیماری فکری کنند ولی اطبا هر دستور و نسخه ای که دادند مفید فایده واقع نشد و روز بروز بر مقدار گوشت و چاقی پادشاه افزوده شد.

ناگهان مردی به حضور پادشاه رسید و خود را معرفی کرد و گفت من از علم نجوم اطلاع کامل دارم.اگر شاه اجازه بدهند امشب به قواعد علم نجوم ببینم عاقبت سلطان از این بیماری چاقی چیست؟اگر عمر سلطان طولانی باشد معالجه ی لاغری شما بعهده ی من،والا من را از این کار معاف کنید.شاه قبول کرد و به او وعده ی انعام داد.

روز بعد منجم با کمال افسردگی و حالتی غمگین،پریشان خدمت سلطان رسید و عرض کرد به طوری که دیشب از گردش ستارگان فهمیدم متاسفانه از عمر ملک بیش از یک ماه باقی نمانده است و اگر به این گفته ی حقیر شک دارید دستور فرمائید مرا زندانی کنند و چنان چه در مدت یک ماه؛گفته ی من درست در نیامد دستور قتلم را صادر فرمائید.

شاه فوری دستور داد او را زندانی کردند.از آن روز به بعد شاه از غم و غصه ی مردن؛از خورد و خوراک افتاد و دیگر اشتهائی برایش باقی نماند و تا روز بیست و نهم تمام پیه و چربی و گوشتهای اضافیش آب شد و مانند دوک لاغر گردید.

دستور داد آن مرد را از زندان احضار کردند و به او گفت:یک روز دیگر به وعده تو بیشتر نمانده است اگر من تا فردا نمردم خود را برای مرگ آماده کن.

آن مرد خندید و گفت:قربان؛مگر من چه کسی هستم که بتوانم عمر شاه را پیش بینی کنم.عمر دست خداست و بنده یناچیزی مثل من کجا می تواند مرگ سلطان را پیش بینی کند.

چون دیدم اطباءنتوانستند داروئی برای لاغر شدن شما تهیه و تجویز کنند تصمیم گرفتم برای خدمت به شما اشتهایتان را با این خبر بد کور کنم تا از پرخوری دست بردارید و به تدریج لاغر شوید و خوشحالم که نتیجه ی کارم را هم اکنون می بینم.

پادشاه عمل او را پسندید و طیبان نیز گفته ی او را تایید کردند و انعامی نیکو گرفت.

برگرفته از کتاب داستان های شیرین ایرانی،انتشارات پیمان،سال ۱۳۹۰

وعده پادشاه

پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد.

 هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.
از او پرسید: آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت:من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند، در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:
اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد!



خواص معجزه آسای سرکه را بشناسید

سلامت نیوز: بعضی از خواص و کاربردهای سرکه:

خواص معجزه آسای سرکه را بشناسید

سرکه

-سرکه خالص را داخل یخچال، جای نان قفسه‌های صندوق خانه یا انبار و دیوارها بمالید تا از رشد کپک و قارچ جلوگیری کند.
- اگر سرکه خالص و قوی را با یک پارچه مرطوب روی سطوح بیرونی لوازم منزلتان بمالید، آن‌ها را تمیز و براق خواهند کرد.
- یک دوم فنجان سرکه را به چهار لیتر آب اضافه کنید و با آن کاشی، لینولئوم و کف‌های چوبی را تمیز کنید. سرکه لک آب را از روی تجهیزات کروی آشپزخانه و حمامتان خواهد برد و آن‌ها را براق و تمیز می‌کند.

- برای پاک کردن شیشه‌های پنجره‌تان آن‌ها را با روزنامه‌ای که در محلول آب و سرکه فرو برده‌اید بشوئید و بعد با روزنامه دیگری خشک کنید.
- سرکه و نمک را با یکدیگر مخلوط کنید تا به‌صورت خمیری درآید. بعد این خمیر را به تابه مسی، سطل و ظروف دیگرتان بمالید تا آن‌ها براق شوند.
- معمولاً سوراخ‌های در نمکدان بعد از مدتی زنگ می‌زنند یا فاصله‌های بینشان از بین رفته هر چند سوراخ تبدیل به یکی می‌شوند. برای اینکه مانع این کار شوید، می‌توانید آن‌ها را در سرکه داغ خیس کنید بعد تکه‌های زنگ زده فاسد شده را که خودبه‌خود جدا می‌شوند را بشوئید و خوب آب کشیده و خشک کنید.

- برای از بین بردن جای عرق از لباس می‌توانید زیر بغل لباس را با سرکه سفید شسته بعد با آب بشوئید. با این کار بوی سرکه هم از بین خواهد رفت.
- جوراب‌ و لباس‌های زیر پشمی و غیره اگر در محلولی از یک چهارم فنجان سرکه و ۴ لیتر آب خیس بخورند بوی ناراحت کننده خود را از دست خواهند داد.
- یک نیمه فنجان سرکه که به آب آخرین مرحله ماشین رختشوئی‌تان موقع شستن لباس‌هایتان اضافه شود، کف صابون را کاملاً از بین برده و رنگ لباس‌ها را باز می‌کند و بوی بد آن‌ها را از بین می‌برد.

- حلقه را با خیس کردن در سرکه تمیز کنید.
- پیش از آنکه کت جیرتان خیلی کثیف شده و نیاز به خشک‌شوئی پیدا کند، با یک برس مخصوص جیر آن را خوب برس بکشید بعد با یک پارچه نرم که در سرکه خیس کرده‌اید روی کتتان را بمالید و آن را آویزان کنید تا تقریباً خشک شود به این ترتیب بوی سرکه باقی نخواهد ماند.
- برای پاک کردن چسب مایع خشک شده از سرکه داغ استفاده کنید.
- اگر پارچه کرپ یا ابریشم مصنوعی شما، برق افتاده‌اند، آن‌ها را با پارچه نرمی که در سرکه خیس خورده بمالید و بگذارید خشک شوند.
- اگر ظروف آلومینیومی‌تان در اثر پختن حبوبات، برنج یا تخم‌مرغ کدر شده‌اند، کافی است هنگام پختن این مواد چند قطره سرکه به آب اضافه کنید.
- اگر مقدار کمی سرکه به غذاهای خیلی شور اضافه شود، کمک خواهد کرد تا مزه شوری غذا کمتر به‌نظر برسد.
- رومیزی‌ها، سفره‌ها و پرده‌های پلاستیکی در صورتی‌که یک فنجان سرکه به آبی که می‌خواهید آن‌ها را با آن بشوئید اضافه کنید. نرم باقی خواهند ماند.
- بوی نامطبوع مایع ضدعفونی کننده لباس‌هایتان را می‌توانید با آب کشیدن آب لباس‌ها در محلول آب و سرکه از بین ببرید.
- شیشه عینک‌تان را می‌توانید با چند قطره سرکه پاک کنید.



جهت یادآوری


جهت یادآوری

سلام عزیزم ، خواستم بگم …
واقعا بدجورى تو دلم نشستى …
پاشو درست بشین !

دخترها مثل بلوتوث هستند تا وقتی کنارشون هستی بهت متصل اند.
پسرها مثل وای فای هستند !
ممکنه پیش شما باشن اما همزمان به ده نفر دیگه نیز وصل اند !

مردها مثل الکل هستند، دیر بجنبی همه شان می پرند !
ستاد یادآوری فرصت ها به بانوان

اگه کسی بهت گفت اسب، میزنی تو دهنش
اگه نفر دوم بهت گفت اسب، بهش میگی احمق
اگه نفر سوم بهت گفت اسب، بهتره برای خودت یه زین بخری !

بستنی، قول و قرارهای امروزیست!
زودتر از آنچه که فکرش را بکنید آب می شوند!


فکر کنم “سرت شلوغه، من میخوابم، شبت بخیر” !
یکی‌ از جملات معروفِ تیم ملی‌ “تیکه اندازی” خانم‌ها !

اولی: هیچ فحشی بدتر از این نیست که یه پسر به ادم شماره ایرانسل بده
دومی: تو این اوضاع بی شوهری اگه کد پستی هم دادن باید بگیری !

حرف حساب


حرف حساب

بعد ۳۰ سال هنوز نتونستن آب پاش ماشین رو یه جوری درست کنن که ۵ تا ماشین بغلی و عقبی و جلویی رو آب پاشی نکنه! شیشه پاک کن ماشین رو که میزنی باس از همه اتوبان معذرت خواهی کنی!!!!!!!!!

متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند، ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که؛
تو را فرو بریزند...!
تا تو را انکار کنند...!
تا از رویت رد شوند...!!!!!!!!!

میگن پرسپولیس دوتا گل دیگه زده بود شیث الان حامله بود!!!

عشقهای امروزی شباهت زیادی به آدامس داره:
اول شیرین..بعد دوستداشتنی..سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی!!!!!!

بچه تا وقتی بدنیا نیومده، می‌گن: کی می‌شه بیاد، ببینیمش!
وقتی بدنیا می‌آد، می‌گن: کی می‌شه بزرگ بشه، کاراشو خودش بکنه!
وقتی هم بزرگ می‌شه می‌گن: کی می‌شه عروسی کنه بره، راحت شیم!
بعد که ازدواج می‌کنه، می‌ره، دوباره می‌گن: کی می‌شه بیاد ببینیمش!

داخل اتوبوس بين شهري؛
دو رديف جلوتر از جايي که من نشستم؛
تلفن همراه يک پسر جوان شروع به نواختن مي کند؛
پسر: به! سلاااااام! آقا داوود!
اون وري: ...
پسر: خوب! چه عجب از اين ورا!
اون وري: ...
پسر: عروسي؟!!! عروسي کي؟!!
اون وري: ...
پسر: خاک بر سرت!
...
پسر: ايشاللا به پاي هم پير شين!

دقت کردین برای اوقات مختلف روز چه اصطلاحات قشنگی داریم؟
کله سحر
لنگه ظهر
تنگه غروب
بوق سگ
خروس خون.
.
.
خوبه نمی گیم لنگ سحر!!!!!!!!!!!

تلفن همراه و همسر


تلفن همراه و همسر


اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد می‌کنید با همسرتان بر خورد میکردید
اکنون خوشبخترین فردِ دنیا بودید

http://cloob4u.com/wp-content/uploads/2011/08/mobile-test.jpg

اگر هر روز شارژش میکردید
باهاش در روز از همه بیشتر صحبت میکردید
پایِ صحبت‌هایش می نشستید
... پیغام‌هایش را دریافت میکردید
پول خرجش میکردید
براش زیور آلاتِ تزئینی میخرید
دورش یک محافظ محکم میکشیدید
در نبودش احساسِ کمبود میکردید
حاضر نبودید کسی‌ نزدیکش شود حتی
مطالبِ خصوصیتان را به حافظه اش میسپردید
همیشه و همه‌جا همراهتان بود حتی در اوج تنهایی‌
و اگر همیشه... همراهِ اولتان بود
با داشتن یک همسر خوب و مهربان هیچکس تنها نیست

الان هم که گوشی ها تاچی شده، اگر همونقدر که گوشی رو تاچ میکنید همسرتون رو نوازش بکنید کلی خوشبخت می شوید

جوابیه

بسیار زیبا بود ولی یادآوری میکنیم که:

گوشی سر خود حرف نمیزنه
گوشی با یک دکمه خفه میشه
گوشی نمیگه چی بخر چی نخر
گوشی نمیگه چرا دیر اومدی
گوشی میتونه روی سایلنت باشه
اصلا گوشی میتونه خاموش باشه
گوشی نمیگه شب زود بیا بریم خونه مامانم
گوشیو اگه جا بزاری نمیگه چرا منو نبردی
گوشی نمیگه بچه میخوام
گوشی با دوستاش بیرون نمیره
گوشی حداقل شبا زنگ نمی خوره

راستی از همه اینا مهمتر
بیشتر مردم سالی یه بار گوشی عوض می کنن

ارسال از احمد

خنده دار ترین معامله

خنده دار ترین معامله
 

در قرون وسطي، کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد.

 تا اینکه فکری به سرش زد... به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:قیمت جهنم چقدره؟کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!مرد دانا گفت: بله جهنم.کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم...

طبيعت

عكس ارسالي
توسط دوست گرامي ، حسين آقا

(ضمنا" آدرس يا لينك اصلي عكس  http://www.imagesaving.com/images/img0058.jpg)

اندازهء واقعي ،در صفحهء بعد...

ادامه نوشته

بـانـک زمـان

بـانـک زمـان

تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود. در این صورت شما چه خواهید کرد؟

هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان میرسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود.

 


ارزش یک سال را دانش‏آموزی که مردود شده میداند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به‏دنیا آورده میداند،
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته‏ نامه میداند،
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده،
و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند.
هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید، باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیماند.
دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معما است.
و امروز هدیه است.